عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

748

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

باب ربوا حيلت كردند ، همچون قوم داود كه در گرفتن ماهى حيلت كردند تا مستوجب مسخ گشتند . و حيلت در ربوا آنست كه - ابن عباس به آن اشارت كرد ، و گفته - يأتى على الناس زمان يستحل فيه الربوا بالبيع و الخمر بالنبيذ و السحت بالهدية » حكايت كنند كه در اصفهان مردى از دنيا بيرون مىشد و او را مال فراوان بود و فرزندان داشت ، و ايشان را نمىگفت كه مال كجا نهاده ، جماعتى در پيش او رفتند و درخواستند تا بگويد كه - مال كجا نهاده ، اشارت كرد كه فلان جايگه چيزى نهاده ، بنگرستند در مىچند بود اندك ، بر گرفتند و گفتند چيزى ديگر بگوى ، گفت ايشان را آن بس باشد و هم در آن حال از دنيا بيرون شد ، او را دفن كردند ، و بعد از دفن صيحهء از گور وى شنيدند و خشتى فرو شد ، در نگرستند او را به صورت خوك ديدند و دو چشم وى ازرق ، فرزندانش را گفتند - كه - كار و حرفت وى چه بود ؟ گفتند « كان يأكل الربوا و لا يرحم الناس . » وهب منبه گفت - در روزگار بنى اسرائيل چهار گروه مردم اندر يك شب از ميان خلق برخاستند و ناپديد گشتند ، چنانك نام و نشان ايشان نيز كس نشنيد : كيّالان و محتكران و صيرفيان و ربوا خواران . عبد الرحمن التائب گفت - مردى بود از بزرگان سلف كه رسول خدا را صلّى اللَّه عليه و آله و سلم در خواب بسيار ديدى ، و هر بار بشكر آن با درويشان مواساة كردى وقتى ببازار بغداد ميگذشت درمى چند داشت ، به آن چيزى خريد درويشان را ، و آن درم به صرف ببقال داد ، بعد از آن روزگارى بگذشت كه رسول را بخواب نديد . پس بعد از مدتى دراز ديد و گفت - يا رسول اللَّه ، طال عهدى برؤيتك فى المنام ، دير بر آمد تا ترا در خواب نديدم ، رسول گفت - ندانستى كه چون درويشان را چيزى خرى و درم به صرف دهى مرا نبينى ؟ قوله : يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ - دليل است كه ديو را اندر آدمى تأثير است ، خلاف معتزله كه گفته‌اند نيست ، و در قرآن از اين دلائل فراوان آمد ، حكايت مىكند اللَّه جل جلاله از ايوب پيغامبر كه گفت مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ و از موسى كليم كه گفت « هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ . » و رب العزة ايشان را در آنچه گفته‌اند دروغ زن نكرد ، و قال مخبرا من الشيطان : وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ و قال إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ